تبلیغات
عشق بی وفای من - قسمت ششم
هیچ عشقی واقعی نیست...

قسمت ششم

جمعه 3 خرداد 1392 07:15 ب.ظ

نویسنده : parisa

توی مهر ماه رابطه ما تقریبا خوب بود ...

یادمه شش مهر بود،دقیقا شش مهر،كه فكر كنم پنجشنبه بود ،مهدی بهم گفت بامن ازدواج میكنی ؟!!!!!!!!

وای شما اصلا نمیتونید حال منو درك كنید اینقدر ذوق مرگ شده بودم كه بیا و ببین !

نمیدونم چرا حرفاش رو باور میكردم ...

یه روز توی مهر ماه بود كه باز منو و اون بهم زده بودیم ،بهم زنگ زد و با لهجه ی اهوازیش گفت :فكر كردی شوخی میكنم میگم دوستت دارم؟

آقا روز از نو روزی از نو ،دوباره باهم دوست شدیم...

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 3 خرداد 1392 11:47 ب.ظ