تبلیغات
عشق بی وفای من - قسمت بیستم
هیچ عشقی واقعی نیست...

قسمت بیستم

پنجشنبه 9 خرداد 1392 02:12 ب.ظ

نویسنده : parisa

خب از بحث خودكشی من بگذریم اون جایی بودیم كه مهدی بهم گفت واسش شارژ بگیرم من گفتم باشه اگر شد ...

من اون روز نتونستم برم بیرون بگیرم فرداش هم یادم رفت پس فرداش من بیمارستان بودم چون مسموم شده بود هه فرض كنین من توی اون حال توی اون دل دردی كه داشتم توی اون تبی كه داشتم دیدم مهدی یهو اس ام اس داده :كثافت خسیس پست .وای به حالت اگر دیگه بهم اس بدی خسیس پارت میكنم

منم بهش گفتم به خدا قسم نتونستم بگیرم و اینا ولی او هیچی جواب نداد ...هیچی ....




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -