تبلیغات
عشق بی وفای من - قسمت سیزدهم
هیچ عشقی واقعی نیست...

قسمت سیزدهم

شنبه 4 خرداد 1392 09:53 ق.ظ

نویسنده : parisa

من این روزی رو كه میخوام براتون بگم توی تقویم گوشیم علامت زدم ،كه هیچوقت هیچوقت یادم نره ....

28 january بود ،(ببخشید شمسیش رو نمیدونم چی میشه ،آخه گوشیم شمسی نداره !)كه من و مهدی باز قهر كرده بودیم ....

 شب طرفای ساعت 12 اینا بود ،من میخواستم ببینم آیا مهدی منو با دوست دختر قبلیش عوض میكنه یا نه ؟(خب مسلما عوض میكرد چون اون و مهدیس دو سال باهم بودن تازه دوستیشون حضوری بوده و دوستی ما از طریق اینترت و در حد اس ام اس و زنگ زدن ،اصلا مهدی چرا نباید اونو به من ترجیح بده ...)

خب بگذریم من اون شب رفته بودم خونه ی دوستم فریناز ،به فریناز گفتم بهش اس بده بگه :هیچوقت نتونستم فراموشت كنم عزیزم بالاخره امشب طاقت نیاوردم و بهت اس ام اس دادم ...

مهدی گفت شما ؟ منم به فریناز گفتم بفرسته مهدیس

میتونین فرض كنین مهدی چی گفت؟




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -