تبلیغات
عشق بی وفای من - قسمت دوازدهم
هیچ عشقی واقعی نیست...

قسمت دوازدهم

شنبه 4 خرداد 1392 09:42 ق.ظ

نویسنده : parisa

آهان یه چیزی رو بگم !من با پسرای زیادی دوست بودم و مهدی تنها كسی بود كه من توی اس ام اساش غلط املایی پیدا نكردم !خیییلی با سواد بود ،هرچی ازش میپرسیدی (از درسای مختلف)بلد بود !

هعیییی خدا ...

راستی من خیلی از خاطرات و چیزا رو سانسور كردم تا زودتر تموم بشه ....

توی امتحانا كه مهدی هم امتحان داشت،منی كه هیچوقت نماز نمیخوندم ،واسه ی اینكه مهدی امتحاناش رو خوب بده نماز میخوندم !یعنی اصلا بگم در چه حد دوستش داشتم....ولی اون آخر سر باهام چی كار كرد....

خب میرسیم به بهمن ماه ،من توی این ماه ضربه ی بزرگی خوردم ....




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -